يكشنبه، 9 آذر ماه، 1399
   
گزارش ساواک ازکتابفروشی محمدتقی مقدم 22 مرداد 57
پایگاه فرهنگی صلات :نمازی ناشنیده که حق والدین را اداء می کند!
شعر سینه زنی شهادت امام حسین(ع) -( شب قتل شهیدان است امشب )
خبرگزاری فارس :کتابی که در جبهه از آهنگران جدا نشد/ نذر زن روستایی برای «معراج ‌المومن» -
خبرگزاری فارس : در آستانه تاسوعای حسینی مراسم سالگرد ارتحال ملکوتی علامه مقدم (ره) برگزار شد.
واحد مرکزی خبر : برگزاری مراسم سالگرد ارتحال ملکوتی علامه مقدم (ره)
اطلاعیه برگزاری مراسم اولین سالگرد ارتحال علامه سید محمدتقی مقدم(ره)
رجانیوز :برنامه عزاداری ایام محرم در بیت مرحوم علامه مقدم
ایرنا : 10 هدیه علامه مقدم در ماه های پایانی عمر
ایرنا : توصیه های پا منبری علامه محمد تقی مقدم(ره)
ایرنا:علامه مقدم؛ عالمی که گسترش اسلام آرزوی او بود
ایرنا: محمد تقی مقدم علامه ای با ذوق شاعری
ایرنا: فرازهایی از زندگی علامه مقدم؛ مومنی مجاهد
ایرنا:عالم مجاهدی که عنصر جهاد و مبارزه در او ملکه شد
ایرنا:عالمی مثال زدنی در زهد و سادگی
ایرنا:علامه ای که از هر فرصت برای تبلیغ اسلام بهره گرفت
ایرنا:علامه سیدمحمد تقی مقدم؛اندیشمندی که هیچ گاه گرفتار مصلحت اندیشی نشد
خبرگزاری فارس:آیت‌الله مقدم از همراهی با امام تا خلوت نشینی برای جهاد فرهنگی
پایگاه اطلاع رسانی مصحف:مراسم بزرگداشت حجه الاسلام والمسلمین سید محمد تقی مقدم برگزار شد.
(تصاویر) از احمدی‌نژاد تا عارف در هفتم مرحوم حجت‌الاسلام مقدم
شورای عالی قرآن: مراسم ترحیم علامه سیدمحمدتقی مقدم برگزار شد.
ایکنا: مراسم ختم عالم ربانی سید محدتقی مقدم (ره)
خبرگزاری تسنیم:مراسم ختم سیدمحدتقی مقدم(ره) برگزار شد
خبرگزاری فارس: حضور مسئولان کشوری و لشکری در مراسم ترحیم عالم ربانی سید محمدتقی مقدم(ره)
خبرگزاری تسنیم:آیت الله سید محمد تقی مقدم به ملکوت اعلی پیوست
خبرگزاری مهر:آيت‌الله سيد محمد تقي مقدم محقق و مولف برجسته علوم اسلامي به رحمت ايزدي پيوست
شهرآرا آنلاین:آیت‌الله سید محمدتقی مقدم به رحمت ایزدی پیوست
قدس آنلاین:آیت الله سید محمد تقی مقدم محقق و مولف برجسته علوم اسلامی به رحمت ایزدی پیوست
رجانیوز:عارف واصل حاج‌ سيدمحمدتقي مقدم به لقاءالله پیوست
فارس:آیت‌الله سید محمدتقی مقدم به رحمت ایزدی پیوست

ایرنا:علامه ای که از هر فرصت برای تبلیغ اسلام بهره گرفت

پرتال رسمی انتشارات مقدم - سيد محمد تقي مقدم تهران- ایرنا- علامه سید محمد تقی مقدم از دسته عالمانی بود که عمر خود را صرف تبلیغ اسلام در عرصه جهانی کرد و در راه ترویج مذهب حقه شیعه از طریق کار فرهنگی ازهیچ تلاشی فروگذار نکرد، جهان نگر بود و از هر فرصتی برای تبلیغ و انتشار این گفتار در سراسر جهان بهره می گرفت.


مرحوم حجت الاسلام و المسلمین علامه مقدم اهل ابداع و نوآوری بود و زمانی که مشاهده کرد مخالفان دین در عرصه کتاب وارد شدند به فراخور نیاز جامعه به نگارش در زمینه موضوعات مختلف پرداخت و در این مسیر از سبک های متفاوت و نو حتی با زبان شعر بهره گرفت.

به گزارش روز سه شنبه خبرنگار فرهنگی ایرنا، مرور زندگی این اندیشمند وارسته به یقین برای نسل جوان همچون چراغ راه مسیرهای پر فراز و نشیب را روشن خواهد کرد.

این زندگی نامه بر اساس مصاحبه های انجام شده و زندگی نامه وی در انتهای جلد دوم کتاب راهنمای بهشت نوشته شده است .

پدر به خانه آمد و گفت چندتا از باغ ها را فروخته ام، آماده شوید برویم مشهد و عازم شدند. خانه ای در نزدیکی حرم به همراه یک مسافرخانه خرید تا در کنار باغداری و دامپروری، محلی برای امرار معاش باشد.

او به مکتب رفت و شروع به درس آموزی از محضر استاد کرد ، در جلسه ای شیخ کتاب خود را باز کرد و شروع به خواندن شعری از بوستان سعدی . از سید محمدتقی خواست تا ابیات را پس از او تکرار کند. با صدایی بلند و کمی خشن می خواند و شاگرد هم تکرار می کرد. شیخ شاگردی خوش استعداد در برابر خود می دید و خطاب به مقدم گفت در صورت پشتکار آینده خوبی خواهی داشت.

دوران رضاخان دوران خفقان و آغاز تجدد بود، از سویی درِ حوز ه ها را می بستند ، علما و مراجع را تبعید و با سنت های دینی و باورهای ایمانی مردم مقابله می کردند و از سویی به اجبار لباس فرهنگ اروپایی را بر قامت مردم ایران می پوشاندند. اوضاع به حدی بد بود که در مشهد و در مسجد گوهرشاد را بسته و مردم را با آن وضع کشتند؛ آن هم به جرم اعتراض به ترویج بی حجابی.

سید محمدتقی آن کشتار را به چشم دید. «در کشتار مسجد گوهرشاد، در موضوع کشف حجاب، شاید ده ساله بودم. از مسجد فرار کردم... »

رفتن به سمت تحصیل علوم دینی کار سختی بود، حتی برای سید محمدتقی که علاقه مند بود. با این وصف چندسالی مکتب رفت، تا آن حدی که می توانست قرآن بخواند. کم کم وارد بازار شد تا حرفه و کار بیاموزد.

ˈ نظر به اینکه انبیا و اولیا هر یک جهت معاش شغلی داشتند ، پدرم مالک و دامدار بود، دوست نداشتم از بیت المال و سهمین امرار معاش کنم. پس از مکتب به یادگیری کار بافندگی و خیاطی مشغول شدم، همچنین نقره سازی انگشتر عقیق و فیروزه و یاقوت در بازار را فرا گرفتم. دراین کار چنان تبحر یافت به آقا سید تقی زرگر معروف شد.ˈ

شهر فریمان از 1313 به دلیل موقعیت جغرافیایی خود، مورد توجه رضاخان قرار گرفت. می خواست این شهر را نمونه بسازد، برای این منظور استادکارانی را از نقاط مختلف برای این کار به فریمان آورد، عده ای را هم برای مجازات و کار اجباری به آنجا منتقل کرده بودند.

15 یا 16ساله بود که به فریمان برده شده و در اردوگاه شبه نظامی آنجا زندانی شد. اما در وجودش روحیه سازش و کرنش نبود، آنهم به جرثومه ای همچون رضاخان. مدتی بیشتر دوام نیاورد و از آنجا فرار کرد و به مشهد بازگشت.

با اینکه پرکار بود و کسب و کاری داشت، اما آموختن را رها نکرد. در رفت وآمدش به مسجد دید که یک گیوه دوز، عربی آموزش می دهد؛ در نزد او و جعفر زاهدی - جوراب تخت دوز - عربی و کمی از مقدمات را فرا گرفت .

رضاخان که رفت، انگار پنجه ای که گلوی ملت را گرفته بود، برداشته شد، نفس ها درآمد. سید محمدتقی هم که بیشتر از قبل مایل به تحصیل حوزوی شده بود، عزمش را جزم کرد. وقت بیشتری برای درس گذاشت، گرچه هنوز کار را با جدیت ادامه می داد. در بازار اعتباری کسب کرده بود و از نظر مالی اوضاعی به نسبت رو به راه داشت.

در سن 21 سالگی ازدواج کرد و صاحب 6 فرزند شد. روزی به وی پیشنهاد شد که کتابخانه آقای زاهدی را بخرد ، او معطل نکرد و با فروش املاک پدری همه کتاب ها را خریداری کرد .

علامه مقدم علاوه برمطالعه کتاب ها، در درس علمای بنام هم حاضر می شود. کم کم ملبس شد؛ اول عرقچین گذاشت و شال سبزی انداخت، بعد قبایی بر تن کرد و بعد هم عمامه گذاشت.

ˈپس از سه سال دوران مکتب و آموختن قرآن مجید و درس فارسی، بدون مدرسه دولتی، در حین اشتغال به کار، هر صبح، ساعتی قبل از کار به درس می رفتم و هر شب ساعتی و همیشه پیش مطالعه داشتم ، مدتی درخدمت حاج شیخ جعفر زاهدی، جوراب تخت دوز، از مقدمات و سیوطی درس می گرفتم. و سپس به درس مغنی و معِم می رفتم و در خدمت شیخ محمد عید گاهی و آقای حجازی حاشیه را خواندم .ˈ

شرح لمعه و قوانین میرزای قمی را در محضر عالم بزرگ، آیت الله حاج میرزا احمد مدرس، مشهور به نهنگ العلماء دریافتم و مکاسب را از آیت الله حاج شیخ هاشم قزوینی درس گرفته و زمانی به درس خارج آیت الله میلانی رفتم.

ˈبعد از ماجرای گوهرشاد، در مجالس مخفی عزاداری می کرد . مخفیانه تا سال 1318 مجلس تبلیغ تاسیس و در زیرزمین ها و در باغ ها مجلس برگزار می شد . تا اینکه در سال 1320 پس از برگزاری مراسم عزاداری مامورین آمدند و همه را دستگیر و به زندان شهر حلب، پشت دارایی کنونی بردند. پس از بیرون شدن رضا خان از ایران عزاداری آزاد شد.ˈ

به واسطه مسافرخانه پدرش با زوّارکش های مشهد عده ای که شغل آنها هدایت مسافرها به مسافرخانه ها بود ارتباط داشت. بیشتر آنها اهل روستاهای تویه و دروار، بین سمنان و دامغان، و معروف به تودرواری بودند. یکشنبه شب ها هیات برگزار می شد و آقا سید محمدتقی مقدم سخنرانی می کرد . تا سالیان متمادی این جلسه ادامه داشت.

«در سال 1321 هیات ابوالفضلی تو درواری های مقیم مشهد را تاسیس نموده و تا چند سالی متصدی ترویجی آنها بودم و اکنون هم جلسه در یکشنبه ها برپا است. و نیز انجمن انصار فاطمی را تاسیس کرده که هر ساله در ولادت بانوی محشر (ع) مراسم چراغانی دارند و شب های جمعه کمیل و روزهای جمعه ندبه و در وفات اقامه عزا می شود. »

کم کم در بقیه صنوف هم هیات های مشابهی تشکیل داد. طوری شد که هر شب آقا سید برای صنف خاصی منبر می رفتند. فی المثل شب های جمعه مربوط به صنف سماور سازها بود. ایشان اول در مسجد گوهرشاد، شبستان گرم، بعد از نماز آقای قمی دعای کمیل می خواند صبح ها هم دعای ندبه بعد به جلسه انجمن انصار فاطمی می رفت.

حدیث و تفسیر می گفت و بعد هم خودشان مجلس را با روضه خوانی ادامه می دادند. هیات انجمن انصار فاطمی را برپا کردم که تا 16 جلسه رسید و جز شب پنج شنبه بقیه شب ها جلسه مساله و تفسیر داشتم. دعای ندبه و کمیل و سمات، و در شب های یکشنبه دعای فرج، و چهارشنبه توسل استمرار داشت و در رمضان هر شب و دهه عاشورا و صفر و تمام وفات ها با پرچم به عزاداری مشغول بودیم که تمام اسباب های آن موجود است. »

در آن روزها آقا سید هم مشغول تحصیل بود، هم مشغول مبارزه و تبلیغ. با علمای بزرگی همچون مرحوم سید یونس اردبیلی و حاج آقا حسین قمی ارتباط داشت. آقا سید یک آرزو داشت که هنوز به آن نرسیده بود؛ زیارت عتبات.

«چون از طفولیت اشتیاق زیارت کربلا را داشتم همیشه منتظر بودم تا اینکه در زمان رضاخان که راه کربلا بسته بود سال 1320 به کرمانشاه رفتم و هر چند سعی کردم که بتوانم قاچاق از مرز رد شوم، میسر نشد، برگشتم و مترصد بودم تا در سال 1324 باز به آبادان رفته، با هفت نفر اهل بربر از نخلستان ها خود را به نجف اشرف رسانیدم و هیچ زواری وجود نداشت. در سفر اول به عراق، در سامرا نزدیک محله اهل سنت از 10 به زوار حمله کردند و دست بنده شکست و در روز محاکمه داشتیم. در مشهد گفته بودند که مقدم کشته شده. »

بعد از این سفر، آقا سید چند بار دیگر به زیارت عتبات مشرف شد. او که محکم قدم در راه کسب علوم دینی و تبلیغ معارف حقه گذاشته بود، در یکی از سفرها به عتبات، درس های علمای بزرگ نجف را دید و در بعضی شرکت کرد.

بعد از تاج گذاری محمدرضا، فضایی برای گسترش تفکرات کمونیستی و ملحدانه و فعالیت حزب توده و رواج موج غرب گرایی و ولنگاری و فساد و دین ستیزی فراهم شد. در این دوره، تمام تلاش وی صرف دفاع از اعتقادات در برابر این تهاجم بود. باید کاری تازه می کرد و جبهه نبرد را توسعه می اد. آقا سید که تاکنون مبارزه را در عرصه تبلیغ پیش برده بود، تصمیم گرفت مبارزه را ریشه ای تر دنبال کند. دشمن نخست جهل و ناآگاهی مردم بود. قلم در دست گرفت و با استعداد و ذوق و قریحه ای که داشت، معارف اهل بیت (ع) را در سطحی آورد تا مورد استفاده عموم قرار گیرد.

«در سال 1330 مردم بیشتر به قهوه خانه ها می رفتند و نقال ها نقالی می کردند ،هنوز دجال (تلویزیون) نیامده بود و کتب مذهبی سنگی چاپ می شد و مردم خیلی کم در فکر نشر کتاب بودند، لذا تلاش کردم تا کتابی در اصول دین و اخلاق به طرز ساده بنویسم که عموم استفاده کنند. و به نوشتن «راهنمای بهشت » مشغول شدم. و چون کسی نبود آنها را نشردهد، به ناچار خود وادار به اینکار شدم ، کتاب را صحافی کرده و آنها را منتشر کردم که با استقبال مردم پنج جلد شد. »

در کنار این حرکت نو، با سخنان خود به روشنگری ذهن ها می پرداخت. به این واسطه به انقلابیونی مثل نواب صفوی که آنها هم درد دین داشتند، علاقه مند بود. «با فدائیان اسلام در قلع منکرات روابط محکم داشتم، حتی شهید نواب صفوی و سید واحدی و خلیل طهماسبی با ده نفر بر من وارد شدند و برای آنها مدرسه میرزا جعفر را فرش کردم و سخنرانی ها کردند. سینماها و رادیو، روی کار آمده؛ چون نامشروع بود، سرسخت به مبارزه برخاسته حتی آنها را از خیابا نهای تحت الشعاع گنبد مطهر جمع کردم. سینماها را شب های وفات و در ماه محرم و صفر، تعطیل کردم، ولی به وسیله سرهنگ شهربانی دو بار زندانی شدم. » با شهادت نواب، تصمیم گرفت جهاد قلمی را موثرتر دنبال کند.

بیان معارف دین در سطح مردمان آن زمان کار ساده ای نبود. سطح آگاهی مردم خیلی بالا نبود. نگارش کتابی که از نظر محتوا غنی باشد و از نظر فهم، آسان و سهل، کاری دشوار می نمود . اما آقا سید اهل ابداع بود و نوآوری. مضاف به اینکه می دید مخالفان دین چطور در عرصه کتاب وارد شده اند.

آقا سید هم به فراخور حال و نیاز جامعه شروع کرد به نوشتن در موضوعات و سبک های متفاوت و نو. حتی زبان شعر را به استخدام درآورد برای گسترش معارف.

با توجه به رواج موج غربی گری و ولنگاری، کتاب « کیفر کردار» را نوشت که آیت الله میلانی بر این کتاب تقریظی نوشت. برای تقویت روحیه معنوی مسلمانان در مبارزات «معراج المومن » را به رشته تحریر درآورد. «دستورات و برنامه های زندگی » را در برابر تلاش رژیم در تغییر سبک زندگی مردم تدوین کرد و کتاب های بسیار دیگر.

«از کودکی غریزه شعر و شوق و ذوق سرایندگی داشتم و گاه گاه می سرودم ولی جمع آوری نکردم تا اینکه در انقلاب اول مشهد، به واسطه منابری که در منزل آیت الله قمی علیه دولت رفته بودم، تحت تعقیب قرار گرفته و به ناچار مدت ها متواری بودم . بیت وی را هم بسته بودند و از دلتنگی و افسردگی با امام زمان (عج) راز دل گفتم و چهارده بیت سرودم که مطلعش این است:

ای طبیب دردمندان، خسرو خوبان کجا یی

ای شفابخش دلِ مجروحِ بیماران کجا یی

چنانکه در دیوان و نغمه هایم کاملا با اشعار دیگر ضبط است و سپس اشعارم را جمع آوری کردم ، 50 پاسخ به مادی گران در دیوان با مطالب متنوع جمع کرده و آن را به چاپ رسانیدم. بعدها در مدایح و مصائب چهارده معصوم (ع) اشعاری سرودم و آنها را جمع آوری کرده و به چاپ رساندم. بعد از آن مناجات نامه را سرودم و به چاپ رساندم. و برای کارگشایی مردم در استخاره و فال، هشت باغ بهشت را به شعر مرتب و به چاپ رساندم. » همان سال ها برای اینکه چرخ انتشارات بچرخد، در کنار آن مشغول به کار خرید زمین و ساخت منزل مسکونی شد.

«در سال 1334 از راه تبریز به ترکیه رفته و پس از سفر به شام به بیت المقدس رفتم و پس از زیارت باز به شام آمدم و در پایتخت اردن در راس العین با علما به بحث و گفت وگو پرداختم که در کتاب «سرگرمی و رفع خستگی » نوشته است، و به کربلا رفته و پس از مدتی برگشتم. »

حاج سید محمدتقی مقدم از وعاظ بنام مشهد شده بود و سخنرانی ها آتشینی داشت، با بیشتر علمای مشهد ارتباط داشت؛ حضرات آیات میلانی ، قمی، علم الهدی، سبزواری، تبریزی، میرزا جواد تهرانی، مروارید. وی تلاش کرد تا بستری برای تربیت نسل نوجوان و جوان فراهم کند بنا براین بنایی به نام «محمدیه » برای این منظور و برگزاری اجتماعات و مراسم احداث کرد .

در سال 1336 محمدیه را در عیدگاه در محل یهودیان تاسیس و بنا کردم که نام جهودان برداشته و در آنجا طلاب درس می خواندند و مجالس دینی منعقد بود.» پامنبری ها و اطرافیان وی بیشتر از قشر مستضعف بودند. آن سال ها که علامه مقدم بنای محمدیه را برپا کرده بود، مرحوم محمدتقی شریعتی کانون نشر حقایق را راه اندازی کرده بود که مخاطبش عمده دانشگاهیان بودند.

آقای حلبی هم با طیفی از سرمایه داران و متمکنین، جمعی مذهبی با عقایدی خاص به نام انجمن حجتیه را تشکیل داده بود. مرحوم عابدزاده هم با کمک کسبه متوسط رو به بالا، ابنیه های به نام هر یک از ائمه ساخته بود برای آموزش بچه ها، همانند مهدیه.

وی بنای محمدیه را در پایین خیابان و منطقه ضعیف عیدگاه بنا کرده بود. به واسطه حضور وی کم کم جهودها هم از آنجا رفتند و نام کوچه تغییر پیدا کرد به کوچه محمدیه. البته ساختمان نسازی ایشان محدود به ساخت خانه و احداث بنای محمدیه نشد.

یکی دیگر از برنامه های وی برای جذب جوانان، برگزاری برنامه های تبلیغی در روستاهای اطراف مشهد بود. عنوان آن را هم گذاشته بود «سپاه تبلیغی انصار فاطمی ». به این واسطه، فضای این روستاها هم که حالت ییلاقی داشت، کنترل می شد. چرا که عمال شاه برنامه ای برای این مناطق داشتند.

بعد از رحلت آیت الله بروجردی و آغاز نهضت امام خمینی(ره)، حاج سید محمدتقی مقدم هم به نهضت متمایل شد و محکم پای کار آمد. در شلوغی های سال 1341 مشهد، هر شب در مسجد گوهرشاد اعلامیه پخش می شد. ساواک هم می آمد و چند نفری را دستگیر می کرد. آن زمان اعلامیه های امام از قم می آمد. حاج آقا جزو کسانی بود که اعلامیه ها را چاپ و پخش می کرد.

چاپخانه ای بود به نام سیادت که اعلامی ها، آنجا چاپ می شد. با اوجگیری نهضت، بعد از ماجرای فیضیه، ایشان ارادت خود را به امام بیشتر آشکار کرد. از شجاعت و صراحت امام خیلی خوشش می آمد.

نوروز سال 43 همزمان با آزادسازی امام از حصر خانگی، جزوه ای با نام «ظهور ولایت در غدیر» چاپ کرد که مزین به تمثال مبارک امام با عنوان «مرجع بزرگ مجاهد » بود.

محمدرضا شاه ضعیف بود، کم کم قوی شد و با او درگیر شدم که نوشته هایم درآن وقت موجود و شعرها در دیوان موجود است. گربه شاه و ملکه شاه را نوشتم، آنها را جمع کرده آتش زدند. و بهایی ها کتب مذهبی را در فاضاب ریختند، کسی سخن نگفت. » سال ها بعد در مسجد گوهرشاد فردی به نام سرهنگ صالحی را به عنوان مسوول گذاشتند. او هم تمام ائمه جماعات را جمع کرد و خواست تعهد نامه ای را امضا کنند.

غیر از چند نفر آخوند درباری، بقیه آن را پاره کردند. بعد از این بود که حاج آقا دعای کمیل را در مسجد ملاحیدر و دعای ندبه را در خانه خودش می خواند. از سال چهل و چهار و اوج گیری اختناق، وی مبارزه خود را همراه با تقیه ادامه داد. در منابر و سخنرانی های خود به کنایه، رفتار رژیم را نقد می کرد و به ترویج امام می پرداخت.

توجه زیادی به امر به معروف و نهی از منکر داشت. روندی که تا سال پنجاه ادامه پیدا کرد. از این سال به بعد، با توجه به شدت سرکوب ها و افزایش اختناق، تلاش کرد تا عرصه های جدیدی برای فعالیت پیدا کند. در همین سال ها بود که حاج آقا سفری به کویته پاکستان داشت. معتقد بود در هر جا که زمینه فراهم است، باید معارف حقه عرضه شود.

وی تا سال 1357 در صحنه مبارزه حاضر بودند و تحت نظر رژیم قرار داشتند. تا اینکه پسر کوچک آنها توسط رژیم دستگیر شد.

این وجود با برکت پس از پیروزی انقلاب اسلامی ، جهاد فرهنگی، عقیدتی و فکری خود را تداوم بخشید. در این سال ها علاوه بر تجدید چاپ آثار ارزشمندی مانند معراج المومن، اقدام به تالیفات متعدد کردند.

کتاب «فضائل الزهرا » به تقاضای فردی از کویته پاکستان به زبان اردو ترجمه شد، چاپ این اثر موجب گرایش جمع کثیری به مذهب تشیع شد. گرایش و اعتقاد ایشان به انقلاب اسلامی همچنان در این آثار نمایان است.

از سال 1330 اولین کتاب چاپ شد تا این اواخر، علاوه بر نگارش و تدوین، تمامی مراحل چاپ و توزیع کتابها را شخص خود ایشان برعهده داشته است؛ ویراستاری، طراحی جلد، تهیه فیلم و زینک، خرید کاغذ، نشر و پخش آنها.

در سال 1378 به عنوان ناشر نمونه استان خراسان معرفی شدند. این عالم خدمتگزار هدف خود را در این سالها چنین بیان کردند. «البته هرکسی در عالم باید همواره حساب بذر (کار) و حاصل خود را داشته باشد، از سرمایه گذاری و عمر باید ببیند چه می خواهد بردارد. ازاین جهت همواره هدف و مقاصد بنده به پیروی از نبوت و امامت، هدایت مردم بود.

وی آبان ماه سال 1392به سوی معبود پرواز کرد و در صحن آزادی در جوار حضرت ثامن الائمه آرام گرفت.



کاربرانی که به این خبر امتیاز داده اند.(قرمز رأی منفی و آبی رأی مثبت):

 
نام شما: [ کاربر جدید ]

نام شما (ضروری): 
ایمیل شما (ضروری): 
نظر:
کد امنیتی
کد امنیتی

  [ بازگشت ]

       ویژه نامه ارتحال